خاطرات یک خانم جوان با آسیب نخاعی / من باز هم شادم و ... چاپ
نوشته شده توسط یکی از بیماران نخاعی من   
دوشنبه, 07 آبان 1386 ساعت 16:48

خانمي هستم 25 ساله

از روي تاب با سر به

زمين پرت شدم ...

 

بيمار خانمي 25 ساله كه با شكايت

فلج نيمه ي راست بدن

( دست و پا ) و اختلال در

كنترل اسفنكترها بهمراه

اختلال حسي ( درد و حرارت )

در سمت چپ بدن متعاقب

سقوط از روي تاب در روز 13 فروردين

ماه 1385 به اورژانس آورده شد .

در بررسي هاي بعمل آمده خرد شدگي

مهره ي پنجم گردن و خونريزي -

له شدگي نخاع مجاور آن مشاهده

مي شد .بيمار در اولين فرصت

ممكن براي آزاد سازي نخاع ،

تخليه ي مهره ي خرد شده

و ساير اقدامات ، به اطاق عمل

منتقل شد . جسم مهره شكسته

بطور كامل برداشته شد ،

نخاع كه كاملا توسط قطعات

خرد شده تحت فشار بود ،

آزاد شده و محل خالي مهره بوسيله

گرافت استخواني ( از لگن خاصره )

جايگزين گرديد .

پلاك تيتانيوم براي فيكس

كردن اين گرافت مورد استفاده

قرار گرفت . پس از عمل ،

بيمار به بخش مراقبت هاي ويژه

منتقل و چندروز بعد ترخيص شد

تا ادامه درمان بصورت سرپائي

انجام شود .

متن زير با دست خود

بيمار براي درج در سايت

نوشته و ارسال شده است

و بدون هر گونه تغيير در اين

بخش آورده مي شود :

بسمه تعالي

اطاق عمل
خانمي هستم 25 ساله

از روي تاب با سر به زمين پرت شدم

واين حادثه باعث شكستن مهره

پنجم گردن و از كار افتادن

سمت راست بدنم شد .



بعد از رسيدن آمبولانس

و انجام كمكهاي اوّليّه به

بيمارستان انتقال يافتم.

دراورژانس آقاي دكتر ظهرابي

كه تازه از اتاق عمل مي آمدند

با من ملاقات داشتند .پس از يك

معاينه كوتاه ، اميد اينكه با

جراحي بتوانم سلامتي ام را

بدست آورم به من دادند .


از آنجا به بيمارستان مجهزتري

انتقال يافتم . فرداي آنروز ابتدا

براي عكسبرداري MRI رفتم

و بعد از آن ساعت يك بعدازظهر

به اتاق عمل ، رفتم تا آقاي

دكتر ظهرابي با علم و درايت

و مهارت خود سلامتي از دست

رفته ام را به من بازگرداند.


دراتاق عمل آقاي دكتر را ديدم.

اطرافم شلوغ بود . لحظاتي

بعد شمارش يك تا ده كه به

انجام نرسيده به خوابي

عميق فرورفتم ...



... مثل اينكه به هوش آمده بودم.

دراتاق ICU بودم . ميگفتند

جراحي پنج ساعت بطول انجاميد.



شب را در ICU بسر بردم. فرداي

آنروز به بخش جراحي زنان منتقل

شدم. بستري شدنم در بيمارستان

هشت روز به طول انجاميد.



در طي اين مدت آقاي دكتر ظهرابي

همه روزه به من و بقيه بيمارانشان

سر ميزدند. به سفارش ايشان همرانم

دست و پاي بيحركتم را نرمش ميدادند.




بالاخره به خانه آمدم .در خانه همراهانم

تلاشي مضاعف براي بهبود وضعيت من

داشتند. پس از گذشت 9 روز ازجراحي

با تخت مخصوص حمل بيماران و البته

با آمبولانس ، براي معاينه و كشيدن

بخيه ، به مطب آقاي دكتر رفتم .


آقاي دكتر دستور فيزيوتراپي براي

هر چهار اندام دادند. تقريبا دو هفته

پس از جراحي به كمك شخصي

دلسوز و مهربان ، آقاي ابوذري ،

فيزيوتراپي در منزل آغاز شد ...



p ... حالا نهم ارديبهشت بود

و زماني كه آقاي دكتر ظهرابي

نتيجه كار خود را ميديدند.

براي خودم هم باورش

سخت بود كه

پس از گذشت 27 روز

از آن ماجرا روي پاي

خودم ايستاده و

از پله هاي مطب بالا

ميرفتم.



مطب در طبقه دوم بود. وارد

اتاق آقاي دكتر شديم.

لبخندي كه آقاي دكتر به لب

داشتند به من ميگفت كه

از پس امتحانم بخوبي

بر آمده بودم . حركت دست و پايم

هديه خداي بزرگ بود كه بوسيله

بندگان خوبش به من برگردانده شد.

و امروز با دستي كه تا چند

روز پيش هيچ تواني نداشت

و حالا جاني تازه گرفته اين

مطلب را مينويسم.


در آخر از خداوند منان

مي خواهم تا يار و ياور شما

عزيزاني باشد كه با دستان

هنرمند خود حيات انساني

را به او باز ميگردانيد.


از همسر عزيز و مهربان

و صبورم و برادر دلسوز و

مهربانم و همه همراهانم ،

كه بي شك تلاشهاي همه

آنها باعث بهبودي من شد ،

صميمانه تشكر ميكنم و

دست همه آنها را ميبوسم. والسلام

 

 

 

 

برای دیدن ویدئو های جالب ( از زبان بیماران من ) اینجا را کلیک کنید.

با باز شدن این صفحه تمام کلیپ ها بصورت پشت سر هم نمایش داده خواهند شد .


یادداشت های بازدید کننده گان

نویسنده حمید رضا ق. در تاریخ سه شنبه, 15 آبان 1386 ساعت 01:12
به نام خدا  
سلام ، امید که سالم و سلامت بوده باشید از الطاف شما بی نهایت متشکرم ، لطف کرده و در مورد بیماری صرع بنده را راهنمایی کنید . 
پاسخ : دوست عزیز بزودی و بتدریج مطالب متنوعی در زمینه صرع در بخش مربوطه ( مقالات > بیماری های مغز و اعصاب )سایت خواهید دید . با ما باشید.

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده پزشك آينده در تاریخ سه شنبه, 14 آبان 1387 ساعت 11:48
آقاي ظهرابي وبلاگتون واقعاقشنگه / پاسخ: از شما همکار محترم تشکر میکنم و خوشحالم از اینکه این سایت نظر شما را جلب کرده است.

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده مهمان(مهمان) در تاریخ دوشنبه, 27 آبان 1387 ساعت 12:29
با سلام آقاي دكتر  
همسر بنده در محل كار دچار حادثه شده و يكي از مهره هاي كمر وي ترك برداشته و همچنين حفره اي در گردن او در MRI مشاهده شده ، لطف كنيد در رابطه با حفره گردني توضيحاتي بدهيد . 
 
با تشكر و آرزوي سلامتي براي شما پزشك محترم / پاسخ: متوجه منظورتان از كلمه ي حفره نشدم.

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده محمد جواد(مهمان) در تاریخ جمعه, 15 آذر 1387 ساعت 15:44
سالام دكتر من هم يك ظهرابي هستم ودر رشته عمران تحصيل ميكنم موفقيت شما باعث قوت قلب من شد

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده اعظم السادات در تاریخ پنجشنبه, 19 دی 1387 ساعت 18:30
با سلام ، موفقیت،بهروزی و شادکامی شما و خا نواده ی گرامیتان آرزوی قلبی من است

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده رویا(مهمان) در تاریخ چهارشنبه, 28 اسفند 1387 ساعت 21:09
ماهی که میرود از برف , ماهی میان تنگ بلور , ماهی که زل زده بر آمدن بهار ... سال نو مبارک.  
خسته نباشید.

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده مهمان(مهمان) در تاریخ دوشنبه, 05 مرداد 1388 ساعت 12:05
باسلام خدمت آقای دکتر. من بعلت مشکل بیرون زدگی دیسک بین مهره s1 و L5 کمرم و بی حسی پای راستم خدمت شما در مطب رسیدم لازم بذکر است که حدود10سال این مشکل را دارم میخواستم بپرسم آیا با اانجام فیزیوتراپی که شما تجویز آن را نمودید چقدر از حس پاهایم به من برمیگردد لازم بذکر است که من خانم 34 ساله هستم. آیا انجام فیزیوتراپی بیشتر می تواند کمک بهتری به من بکند. باتشکر/پاسخ: متاسفانه حضور ذهن ندارم ولی اگر من این توصیه را نموده ام ، فعلا به این کار ادامه دهید .

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده مهمان(مهمان) در تاریخ چهارشنبه, 01 مهر 1388 ساعت 17:52
سلام دکتر تشکر از مطالب خوبتان

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده مهمان مهمان در تاریخ شنبه, 07 اسفند 1389 ساعت 20:15
با سلام خدمت آقاي دكتر . من به علت تصادف دچار آسيب ديدگي نخاع شده ام كه مدت سه سال است نمي تونم بلند شوم باانجام فيز يو ترابي هيچ اميدي هست/پاسخ: متاسفانه نمیتوان به بهبودی بیشتر شما زیاد امیدوار بود ولی به حرکت درمانی خود ادامه دهید.

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده مهمان مهمان در تاریخ شنبه, 25 شهریور 1391 ساعت 12:30
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما پزشک محترم 
پسر من 21 سال سن دارد سال 28/7/90 با ماشین چپ کردند و ایشان از ناحیه C5 وC6 گردن دچار آسیب نخاعی شد سه ساعت بعد از حادثه عمل شد و فیکسر در گردن نصب شد و به گفته دکتر داروهای لازم به نخاعش تزریق شد در عرض این یکسال هر روز فیزیوتراپی و کار درمانی انجام شده حرکات دست تا مچ برگشته البته انگشتان بسیار بسیار ضعیف هستند و ایشون از زیر سینه به پایین احساس درد و سردی و گرمی و .... راندارد البته وقتی این نواحی را دست میزنیم متوجه میشود دستمان را کجا گذاشته ایم و کنترل ادرار و مدفوع هم ندارد ولی قبل از تخلیه متوجه میشود که میخواهد ادرار یا مدفوع کند رفلکس های شدیدی هم در همه اندام ها دارد قبلا وقتی روی ویلچر میگذاشتیمش افت شدید فشار پیدا میکرد و از هوش میرفت ولی الان این مشکل با تمرین نشتن روی ویلچر حل شد ولی هنوز هم نمیتواند بایستد تعادل ندارد که خودش را نگه داردو وقتی هم که با کمک فیزیوتراپش می ایستد بعد از 2-3 دقیقه افت فشار پیدا میکنه و می خوابانیمش  
سوال من این است که چه قدر زمان برای بهبودی ایشان لازم است ؟ کنترل ادرار و مدفوع برمیگردد؟ حواس سردی و گرمی و درد و سوزش و .... نیز برمیگردد؟ چه کار میشود کرد که روند بهبودی تسریع شود؟ 
از وقتی که برای من گداشتید کمال تشکر را دارم من الله التوفیق 
/پاسخ: اگر چه بیشترین پیشرفت اغلب طی شش ماه اول پدید میاید اما معمولا تا دو سال میتوان انتظار بهبودی را داشت ، به حرکت درمانی ادامه دهید .
لطفا برای نوشتن یادداشت یا وارد سایت شوید یا ثبت نام نمایید

آخرین بروز رسانی در چهارشنبه, 01 آذر 1391 ساعت 11:19
تعداد مشاهده مطلب : 8183