برگی از تاریخ ، داستانی عجیب ولی ... چاپ
نوشته شده توسط / ارسالی : کاترین ع.   
جمعه, 24 اسفند 1386 ساعت 21:50

اديسون در سنین پيري پس از كشف چراغ

برق يكي ازثروتمندان آمريكا به شمار مي رفت و

درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمايشگاه مجهزش

كه ساختمان بزرگي بود هزينه مي كرد. اين آزمايشگاه

بزرگترين عشق پيرمرد بود هر روز اختراعي جديد در

آن شكل مي گرفت تا آماده بهينه سازي و ورود به

بازار شود در همين روزها بود كه نيمه هاي شب

از اداره آتش نشاني به پسر اديسون اطلاع دادند،

آزمايشگاه پدرش در آتش مي سوزد و حقيقتا

كاري از دست كسي بر نمي آيد و تمام تلاش ماموان فقط

جلو گيري از گسترش آتش به ساير ساختمانها است آنها

تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولي به اطلاع پيرمرد

رسانده شود پسر با خود انديشيد كه احتمالا پيرمرد با شنيدن

اين خبر سكته مي كند و لذا از بيدار كردن پيرمرد منصرف

شد و خودش را به محل حادثه رساند و با تعجب ديد كه

پير مرد در مقابل ساختمان آزمايشگاه روي يك صندلي

نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را

نظاره مي كند ...

پسر تصميم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد.

او مي انديشيد كه پدر در بدترين شرايط عمرش بسر ميبرد

ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را ديد و با صداي

بلند و سر شار از شادي گفت:

پسر تو اينجايي مي بيني چقدر زيباست! رنگ آميزي

شعله ها را مي بيني؟ حيرت آور است! من فكر مي كنم

كه آن شعله هاي بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر

به وجود آمده است! واي ! خداي من، خيلي زيباست! كاش

مادرت هم اينجا بود و اين منظره زيبا را مي ديد.

كمتر كسي در سراسر عمرش چنین منظره ی

زیبائی را دیده است ...

چه شگفت انگیز و رویائی  ...

پسر که هم شوکه شده بود و هم انتظار چنین

خونسردی و بی خیالی را از پدرش نداشت  با تندی و

خشم رو به ادیسسون کرد و گفت  :

چطـور مي تواني ؟ من تمام بدنم مي لرزد و تو خونسرد نشسته اي؟

پدر گفت: پسرم از دست من و تو كه كاري بر نمي آيد.

مامورين هم كه تمام تلاششان را مي كنند.

در اين لحظه بهترين كار لذت بردن از منظره ايست

كه ديگر تكرار نخواهد شد در مورد آزمايشگاه

و باز سازي يا نو سازي آن فردا فكــر مي كنيم.

الان موقع اين كار نيست به شعله هاي زيبا

نگاه كن كه ديگر چنين امكاني را نخواهي داشت!

توماس آلوا اديسون سال بعد مجددا در آزمايشگاه جديدش


مشغول كار بود و همان سال يكي از بزرگترين اختراع بشريت

يعني ضبط صدا را تقديم جهانيان نمود. آري او گرامافون

را درست يك سال پس از آن واقعه اختراع نمود روحش شاد ...

نظر شما چیست ؟ آن را با ما در میان بگذارید :


یادداشت های بازدید کننده گان

نویسنده katrin(مهمان) در تاریخ چهارشنبه, 29 اسفند 1386 ساعت 16:13
در دنيا جاي كافي براي همه هست پس بجاي اينكه جاي كسي را بگيري سعي كن جاي خودت را پيدا كني... چاپلين

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده مهمان(مهمان) در تاریخ چهارشنبه, 29 اسفند 1386 ساعت 16:22
کاغذ سفید را هر چه قدر هم که تمیز و زیبا باشد کسی قاب نمی گیرد، برای ماندگاری در ذهن ها باید حرفی برای گفتن داشت ............. 
in jomleii ke hamishe mnao be larze dar miare!!! gahi az khodam miporsam ke moondegari che chizii mikhad ? cheghadr bayad khoob bashi ta az z ehne digaran pak nashi ??? oonche znedegi teye in salha be man amookhte ine ke tanha bayad eshgh varzid be digaran , bi cheshmdashte hich pasokhi !!! .. vaghty hamechizo az dast midim , taze forsate fekr kardan be zendegi dast mide .... fekr mikonam az dastan bishtar az harchizi be ADAME VABASTEGI eteka dare , Zendegito doost bedar ama be oon VABASTE nabash ..... in raze moondegarieeee . ba arezooye eshgh va barekat baraye shoma ... katrina 

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده مهمان(مهمان) در تاریخ شنبه, 03 فروردین 1387 ساعت 04:11
مطلب فوق بسيار جالب و شنيدني و پندآموز است و ميتوان گفت كمي دور از درك و باور افكار امروزيست . (سينا)

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده مهمان(مهمان) در تاریخ سه شنبه, 27 فروردین 1387 ساعت 19:31
اي وای من از اينا خيلي دوست دارم.....مرسي

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده مهمان(مهمان) در تاریخ جمعه, 02 مهر 1389 ساعت 06:18
خوش به حال ادیسون. کاش منم میتونستم حد اقل یه کم کم عصبانیت خودمو کنتر کنم.
لطفا برای نوشتن یادداشت یا وارد سایت شوید یا ثبت نام نمایید

آخرین بروز رسانی در شنبه, 21 اردیبهشت 1392 ساعت 19:37
تعداد مشاهده مطلب : 5084