یک سوال و پاسخی به زلالی عشق ... چاپ
نوشته شده توسط Administrator   
شنبه, 05 آبان 1386 ساعت 19:09

... من از اينهمه مطالب علمي ...

 

سوال:


موضوع :
تشكر


متن سؤال: سلام بر آقاي دكتر، من از اينهمه مطالب علمي

آن هم به زبان فارسي شگفت زده شدم

و انگيزه شما را از اين حركت نمي فهمم .

چون خيلي وقته كه با سايت شما آشنا شدم وهر روز

هم مي بينم كه به روز مي شود ، اگر برايم از دليل

اين كار توضيح دهيد بيشتر ممنون ميشوم .

 

چون هيچ تبليغي هم در اينجا وجود نداردكه

توجيه وقت گذاري و صرف هزينه ي شما را توجيه كند .

 

با اين حال از شما ممنونم و سعي ميكنم

اين سايت را به دوستانم معرفي كنم.

 

پاسخ:


دوست من سلام


نامه ي بسيار محبت آميز ، دلگرم كننده

و آكنده از لطف شما باعث شد تا تاريخچه اي

كوتاه از عمر خود را باز بيني نمايم، استاد مسعود ...

گرچه ممكنست كمي خسته كننده

بنظر آيد اما دوست دارم آن خاطرات را با شما مرور كنم ،

شايد پاسخي باشد بر سؤالي كه

گوشه اي از ذهن فعال و با ذكاوتتان را اشغال كرده است.

 


مسعود عزيز ، خوب يادم هست ، كودكي سه چهار

ساله بودم و در بازيهاي كودكانه ام

هر روز مدرسه اي ميساختم و جالب اينكه

مرحوم پدرم روزانه در مورد ميزان پيشرفت

اين پروژه از من سؤال مي كرد! ،

گر چه اين مدرسه در رؤياهاي من كاملا حقيقي بود

اما هيچگاه ، هيچ كسي آن را نديد!

 


وقتي كمي بزرگتر شدم ، با خريد كتابهاي قصه ،

با اجازه ي مادر و كمك برادرانم ،

پا گرد راه پله ي كوچك خانه مان را به

كتابخانه اي تبديل كردم تا بر و بچه هاي محل

از آن استفاده كنند !

 


بعدها كه كمي بزرگتر شدم ،

با پولهاي تو جيبي خودم ورقهاي استنسيل خريدم

و با خط نه چندان بد خودم ، مقاله ، جدول ، و...

نگاشتم وتلاش بسياري كردم

تا مجله اي را براي كودكان هم سن و سال

خودم منتشر كنم ، اما اين مجله هيچگاه منتشر نشد ،

 

و ورقهاي استنسيلي كه به سختي خريده بودم ،

آنقدر ماندند تا زرد شده و بناچار آنها را

در زباله دان خانه مدفون كردم ،

اما اين عشق در قلب من ماند ،

چرا كه عشق مردني نيست!

 

وقتي با تلاش فراوان وارد دانشگاه شدم

از همان ابتدا شروع به ترجمه و تاليف مقالات مختلف اموزشي

براي عموم مردم كردم و آنها يكي پس از ديگري

در مجلات مختلف به چاپ رسيدند ،

كمتر ميشد فاصله ي اين مقالات از

يك ماه فراتر رود .هميشه نگاه من به آموزش ،

ديدگاه عمومي آن بوده است ، چرا كه فكر ميكنم ،

بعنوان يكي از مؤثرترين راههاي ارتقاء سلامتي ، بايد مردم را

با پيشگيري و درمان بيماريها آشنا كرد .

 


و اما امروز....


امروز در حقيقت من همان مدرسه اي را ساخته ام

كه آن را در سه سالگي شروع كردم ،

اما اينبار همه ميتوانند آن را ببينند

( و اميدوارم كه روح پدرم بزرگوارم نيز نظاره گر آن باشد )،

 

امروز من همان كتابخانه اي را كامل تر كرده ام

كه آن روزها داشتم ،

بازديد كنند گان اين كتابخانه

فقط بچه هاي هم محلي من نيستند...

 

 

امروز بچه هائي در گستره ي گيتي و از رده هاي

متفاوت سني به اين كتابخانه مي آيند

و حتي استادي چون شما مرا بخاطر راه اندازيش تحسين ميكند.

 

 

من همان مجله اي را نگاشته ام كه آن روزها ورقهاي استنسيلش را خريدم

اما خوانندگان اين مجله فقط همشهري هاي من نيستند ،

 

اين مجله را بسياري از فارسي زبانان در نقاط مختلف دنيا ورق ميزنند و مي خوانند ،

 

و با نقطه نظرات و راهنمائيهايشان مرا در اين گام استوارتر ودلگرمتر مي كنند .

 

امروز من همان مقاله اي را مي نگارم كه چند سال پيش شروعش كردم.


دوست من ، اين سايت به همت من و تمامي اعضاي خانواده ام شكل گرفته است

و هيچ هدف مادي را دنبال نمي كند.

 

بزرگترين سرمايه ي ما بازديدكنندگانمان هستند

و چشم ما به حمايتهاي معنوي دوستاني چون شماست.

 


از خدا مي خواهم كه ما را ياري كند تا بار سنگيني را كه بر دوش گرفته ايم

به مقصد برسانيم و بتوانيم گامي هر چند ناچيز در راه

ارتقاي سطح آگاهي مردممان بر داريم.


ارادتمند مجيد( ساعت : 01.55 صبح 26/2/1384)

یادداشت های بازدید کننده گان

نویسنده میهمان (مهمان) در تاریخ سه شنبه, 27 آذر 1386 ساعت 01:35
جناب دکتر ظهرابی  
خانمی 50ساله هستم چندسال قبل اتفاقی با سایت شما آشنا شدم . سئوالی فرستادم که پاسخ آن را گرفتم . سئوالاتی دارم که به فشار خون و چربی بد و خوب خون و طپش قلب است .  
چندی پیش نوار قلبی من مشکلی داشت که منجر به آزمایشات تست ورزش - اسکن قلب و آنزیوگرافی شد و در نهایت اکنون روزی یک عدد قرص دیلتیازم و یک عدد قرص متورال و یک عد آسپرین بچه 80و یک عدد آتوواستاتین می خورم . اوضاع جسمی الحمدالله خوب است اما روحا خوب نیستم دائم احساس طپش در قفسه سینه دارم و هروقت کمی آجیل بخورم فردا صبح صورتم ورم میکند . دکتر میگویند قلب هیچ مشکلی ندارد پس طپش قلب و ورم صورت و گاهی ورم پای چپم چه علتی میتواند داشته باشد . فشارخونم 5/15برروی 9بوده و چربی کلسترول 298و ldl 198 میباشد. البته قبل از مصرف این داروها که حدود یکماه است مصرف می کنم . ببخشید طولانی شد . . خدا به شما طول عمر بدهد که قلبی به وسعت آسمان دارید و روحی که از خواندن خاطره شما بنظر من شفاف چون آب چشمه سار است . باز هم برایتان از خدا سلامتی و موفقیت خواهانم . ارادتمند شما .قیاسی

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده مهمان(مهمان) در تاریخ سه شنبه, 22 مرداد 1387 ساعت 06:43
زندگي ريباست اي زيبا پسند زيبه انديشان به زيبايي رسند با تشكر

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده مهمان(مهمان) در تاریخ شنبه, 23 شهریور 1387 ساعت 19:42
سلام آقای دکتر خسته نباشید،من جوانی 19 ساله ام چند وقتی بود پایم درد می کرد بعد از آزمایشهای مختلف حالا بهم گفته اند که رگها و مویرگهایت بهم پیچ خورده و حالت تومور گرفته اند(3*3.5در ناحیه بافت نرم ران) و باید آنژیوگرافی کنم حال از جنابعالی این سئوال را دارم که آیا با آنژیوگرافی مشکل من حل می شود ؟ با تشکر فراوان / پاسخ: این کار ، یک روش تشخیصی است نه درمانی.

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده اكش(مهمان) در تاریخ شنبه, 02 آذر 1387 ساعت 22:32
موفق باشيد . 
زندگي بي عشق مرگ است.. 
يا علي...

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده مهناز(مهمان) در تاریخ یکشنبه, 24 آذر 1387 ساعت 13:42
زبان از بیان زیبایی و لطافت حضور شما در این کار شما قاصر است فقط می توانم بگویم متشکرم

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده حمیدرضا(مهمان) در تاریخ یکشنبه, 06 بهمن 1387 ساعت 21:11
با سلام و عرض خسته نباشید  
جناب آقای دکتر پدر من در چند شب گذشته تب بسیار بالایی داشتند و درهمان نیمه شب که خواب بودند ناگهان دچار تشنج شدید شدند به طوری که هوشیاری خود را برای چند دقیقه ( حدودا 20 دقیقه) از دست دادند وپس از 4 روز که در بیمارستان بستری شدند وطی MRI که ایشان گرفته شد پزشک متخصص مغز و اعصاب متوجه توموری در نیمکره راست مغز در ناحیه فوقانی سرشان شدند که علت تشنج را همان دانستند و اظهار داشتند که پس از تزریق 15 عدد آمپول "Dexamethasone" بدلیل کاهش حجم ورم بوجود آمده در اثر تشنج, پدرم را برای نمونه برداری از تمور آماده کنند. 
آیا نمونه برداری خطری هم در پیش دارد؟ 
آیا روشی به جز جراحی وجود دارد؟ 
و آیا به عقیده شما چه ایشان تب می کردند چه نمی کردند باز هم تشنج می کردند؟ 
و معمولا چند درصد از این گونه بیماران پس از عمل جراحی به سلامت کاملشان و بدون بازگشت تومور می رسند؟  
/پاسخ: پاسخ درست سوال شما زمانی امکان پذیر است که حداقل ام.آر.آی ایشان را دیده باشم.

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده شهناز نصیری(مهما در تاریخ یکشنبه, 23 فروردین 1388 ساعت 16:34
سلام بر استاد عزیز و بسیار محترمم آقای دکتر ظهرابی 
 
خیلی خوشحالم که سایت شما رو میبینم و مطالب پربارتون رو می خونم .بنده هم بعنوان یک کارشناس پرستاری و عضو بسیار کوچکی از تیم پزشکی به شما افتخار می کنم . خوشحال میشم به وبلاگ خیلی ناچیز بنده هم سری بزنید و نظرتون رو بفرمایید.  
از خدامند آرزوی طول عمر و لحظه لحظه های سرشار از سلامتی و سعادت برای شما دارم .  
/ پاسخ : با کمال میل به وبلاگتان سر خواهم زد و از آن استفاده خواهم کرد. 
از داشتن همکار خوب و علاقمندی چون شما ، بر خود می بالم. 

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده مهمان(مهمان) در تاریخ شنبه, 02 خرداد 1388 ساعت 10:36
زندگی زیباست زشتی‌های آن تقصیر ماست، در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست! زندگی آب روانی است روان می‌گذرد... آنچه تقدیر من و توست همان می‌گذرد

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده leila(مهمان) در تاریخ دوشنبه, 30 شهریور 1388 ساعت 16:57
salam aghaye dr.kheeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeili az matalebe sitetun khosham miad ,man taze chan ruze ba in site ashena shodam vali harruz sar mizanam va matalebe jalebetuno mikhunam omidvaram hamishe saalemo moafagh bashin

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده علی صیاددرتاریخ. در تاریخ یکشنبه, 10 آبان 1388 ساعت 06:54
با عرض سلام و خسته نباشید حضور جنابعالی مادر اینحانب بعد از حدود بیست سال داشتن مشکل سیاتیک و درد کمر ومعالجه ومداوای مقطعی 
در روز شنبه مورخ88.3.16دچار درد شدید ناحیه کمر و فلج کمر به پایین شده بطوری که کنترل ادرار خود را از دست داد بعد از مراجعه به دکتر متخصص و جراح مغز واعصاب دکتر یوسف زاده رئیس بیمارستان پور سینای رشت وانجام آزمایش ام آر آی ایشان دستور عمل داده که بعد از 
انجام آزمایشات مربوطه در روز سه شنبه مورخ 88.3.26عمل جراحی دیسک کمر روی ایشان انجام شد بعد از عمل دکتراعلام کرد بدلیل اینکه مادرتان از چند ناحیک دچار مشکل بوده بنده تا حد امکان وبا توجه به شرایط بیمار مشکل دیسک کمر ایشان را حل کرده و بازگشت به وضعیت  
سابق بستگی به شرایط و خواست خدا دردارد واما در حال حاضر که حدود پنج ماه از عمل مادرمان میگذردبا حدود 45جلسه فیزیو تراپی هنوز از 
ناحیه مچ پا به پایین دچار بی حسی وافتادگی بوده و کنترل ادرار هم ندارد و به هر پزشک متخصص هم واجه کردیم نتیجه چندانی نگرفتیم و 
میگویند باید صبر کنبد حال از شما استدعا دارم نظرتان را در این مورد بفرمائید و اینکه در این شرایط برای یهبودی راهی است یا خیر  
با تشکر از جنابعالی و اینکه هرکجا که هستید در صحت وسلامت باشید خدانگهدار 
/ پاسخ : 
البته بدون معاینه و مشاهده قبل و پس از عمل ایشان نمیتوان اظهار نظر قطعی نمود اما معمولا در صورتیکه عمل جراحی موفقیت آمیز بوده باشد به مرور زمان و حد اکثر تا ۲ سال درجاتی از بهبودی پدید خاهد آمد .

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده بهار در تاریخ چهارشنبه, 19 خرداد 1389 ساعت 11:22
با عرض سلام و خسته نباشید ، من یک پزشک عمومی هستم که امروز به طور اتفاقی وقتی کلمه - تازه های پزشکی - را search می کردم با سایت شما اشنا شدم ، اقای دکتر وجود اساتیدی همچون شما برای ما نعمت است ، ازتون خواهش می کنم ما پزشکان جوان را نصیحتی کنید .... با ارزوی توفیق روزافزون برای شما / پاسخ: دوست عزیز من هم به داشتن همکاران بزرگوار و عزیز و محققی چون شما افتخار میکنم ، خود من نیازمند پند و اندرز گرفتن از دوستان خوبی چون شما هستم .

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده مرجان(مهمان) در تاریخ یکشنبه, 14 شهریور 1389 ساعت 11:07
سلام 
خوبین 
خیلی جالب بود 
ممنون  
در پناه حق

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده مهمان(مهمان) در تاریخ پنجشنبه, 02 دی 1389 ساعت 10:31
خدا قوت

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده ویدا در تاریخ پنجشنبه, 18 فروردین 1390 ساعت 23:22
سلام 
اگه بگم شما فوق العاده اید غلو نکردم...امیدوارم همیشه سایتون باشه بالا سر ما...شما خیلی خوبین...همیشه احساس میکردم دکترا به خاطر مقامی که دارن خیلی مغرورن...ولی شما با همه پزشکایی که میشناسم فرق دارین...یه جور خاصین...مگه میشه آدم بزرگی مثل شما اینقدر متواضع باشه...از تمام اعضای خونوادتون هم ممنون / پاسخ : این نظر بخاطر بزرگواری و بلند نظری شماست ، از لطفتان سپاسگزارم و برایتان آرزوی موفقیت و شادکامی دارم.

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده مهمان مهمان در تاریخ پنجشنبه, 25 فروردین 1390 ساعت 14:25
سلام آقای دکتر  
من چند روز پیش یک سوال اینجا نوشتم که امروز اومدم ببینم شما پاسخی نوشتید یا نه، که پاسخی دریافت نکردم ! :(  
نمی دونم شما سوال منو دریافت کردید یا نه ! 
من نوشته بودم که یه دختر 28 ساله هستم و دو سال و نیمه که خارج از کشور زندگی می کنم و ... 
ممنون میشم اگه سوال منو دریافت کردید پاسخ بدید بهم .پاسخ : متاسفانه سوالی که مرتبط با سایت باشداز شما دریافت نشده است.

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده نسرین مهمان در تاریخ سه شنبه, 30 فروردین 1390 ساعت 06:44
سلام این کلمات بعداز پاسخ شما به آقای مسعود به ذهنم خطور کرد .به پاس خدمات ارزنده تان  
آرزوهای دیرینه را با عشق بر این زمین خاکی برافراشتی  
وبادبادکهای کتابهایت را هوا کردی تا لذت کودکان را در یابی  
واینک دستانت تجسم معجزه  
وفرزندانمان نگاهت را با مهربانی ورق خواهند زد  
وخواهند دانست رویاها درانتظار آینده میمانند  
وآرزوها با صبوری وعشق گام بر می دارند  
تا چشمان آینده برق بزند/ پاسخ: سرکار خانم نسرین از لطف شما سپاسگزارم و برایتان سلامتی ، شادابی و شادکامی بیش از پیش آرزو میکنم .

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده مهمان در تاریخ دوشنبه, 02 خرداد 1390 ساعت 04:27
درود  
اميدوارم دلتان هميشه اينقدر دريايي زلال بماند .

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده مهمان مهمان در تاریخ یکشنبه, 12 تیر 1390 ساعت 08:41
سلام 
واقعاً خسته نباشید 
داستان زندگیتون رو خوندم و نیرویی عجیب بهم داد 
وب خوبی دارین  
از امروز یک مشتری دائم و فعال برای وبتون دارین 
عجیبه که انسانی با اینهمه تخصص به فکر مادیات و غرور نیست.  
 
علی نوری ساعد - 25 همدان

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده نوروزي مهمان در تاریخ سه شنبه, 21 تیر 1390 ساعت 09:50
سلام 
خدا قوت 
فوق العاده است 
واقعا من به عنوان يك ايراني به شما افتخار ميكنم 
درضمن من كارشناس ارشد مديريت منابع انساني هستم در زمينه مديريتي هرگونه خدمتي از دستم بربيايد مثل مشاوره و......خوشحال ميشم براي شما انجام بدم 
ارادتمندشما 
مجيدرضا نوروزي/ پاسخ: متقابلا از آشنایی با شما خوشبختم و با کمال میل دست یاری شما را به گرمی میفشارم، و در صورتیکه مطالب و مقالاتی قابل استفاده در سایت داشته باشد با افتخار از آنها در سایت استفاده خواهم کرد.  
/پاسخ: متقابلا از آشنایی با شما خوشبختم و با کمال میل دست یاری شما را به گرمی میفشارم، و در صورتیکه مطالب و مقالاتی قابل استفاده در سایت داشته باشد با افتخار از آنها در سایت استفاده خواهم کرد.

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده مهمان مهمان در تاریخ شنبه, 30 مهر 1390 ساعت 13:22
سلام با آرزوی سلامتی و طول عمر با عزت برای جنابعالی 
ممنون از زحمات ارزشمند شما که با خلوص نیت در صدد معالجه بیماران ویا مخاطبین هستین  
جناب آقای دکتر سوزش یا گر گرفتگی کف پا از علائم کم خونی است یا کمبود ویتامین ب12 ویا ویتامین های دیگر  
کرخ شدن یا خواب آلودگی دستها و پاها از علائم چه نوع بیماری می باشد؟ 
با تشکر/پاسخ: بیماری های مختلفی میتوانند این حالت را ایجاد کنند، کم خونی ، فشارهای روحی و عصبی ، بیماری های اعصاب محیطی و ... انجام معاینه و بررسی های بیشتر تشخیصی برای گذاشتن تشخیص دقیق ضروریست.

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده مهمان مهمان در تاریخ دوشنبه, 02 آبان 1390 ساعت 11:12
سلام، خدا قوت. از صمیم قلب از درگاه خداوند مهربان آرزوی سلامتی و سعادت روزافزون را برایتان دارم.

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده دریـــــــــــــــا مهمان در تاریخ سه شنبه, 02 اسفند 1390 ساعت 10:44
سلام آقای دکتر...روزتون بخیر . . . . 
واقـــا چقدر کــــلمه ها حقیر میشوند در برابر بیان احساس.. .. .. ..  
عاقبت بخیر و سربلندباشید. . . . .

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده کنیز نرگس مهمان در تاریخ شنبه, 09 اردیبهشت 1391 ساعت 17:38
سلام به دستان قدرتمند خدای بزرگ. 
آقای دکتر ، شاید بنده رو نشناسید. ولی سیزده بدر سال 85 یادتون بیاد. از اون موقع هیچوقت از ذهنم بیرون نرفتید . من سلامتی ام رو مدیون دستان پر قدرت شما هستم که بی شک نیرویی الهی در آن جریان دارد. هر وقت خواستم از ضعف بدنم گله کنم ، یاد حرف شما میافتم که گفته بودید: خدا رو شکر کن که خیلیها با وضعیت شما حاضرند هر چه دارند بدهند اما نیمی از سلامتی شما رو داشته باشند. 
از وقتی از ساری رفتید خیلی دلم براتون تنگ شده . هر کجا هستید در پناه خداوند بزرگ باشید و دستان پر توان او همراهتان. /پاسخ: از دیدن پیام کوتاه ولی سرشار از مهر و محبت شما بی نهایت شاد شدم ، کاملا شما را بیاد می آورم و آرزو میکنم همواره سالم ، شاد و سرزنده باشید ، سلامهای گرم اینجانب را به مردم همیشه دوست داشتنی و خونگرم خطه ی سرسبز مازندران برسانید .

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده مهمان مهمان در تاریخ جمعه, 07 مهر 1391 ساعت 11:04
با سلام و خسته نباشید من چند روز پیش سوال در مورد بیماری که داشتم سوال کردم ولی پاسخی دریافت نکردم .من مریم خانمی 33 ساله در شش ماه حاملگی بسر میبرم از اوایل ماه چهارم بیماری حالت تاری دید سردرد و گز گز کردن انگشتان دست و زبان به من دست داد و الان نیز شدت بیماری در من زیاد شده به حدی که دیگر تحمل آن را ندارم در ضمن پاسخ ام آر آی من نیز نرمال بوده و پزشک معالج تشخیص عوارض حاملگی را دادند لطفا مرا راهنمایی کنید که من بیماری ام اس دارم یا نه خواهش میکنم .با تشکر از لطف شما 
/پاسخ: دوست عزیز بیماری ام.اس در حیطه ی کار اینجانب نیست ، ولی اگر ام.ار.ای شما نرمال بوده است احتمال ابتلاء به این بیماری بسیار کم است و میتواند ناشی از سایر مشکلات ناشی از بارداری باشد.

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده مهمان مهمان در تاریخ یکشنبه, 28 آبان 1391 ساعت 14:28
با سلام ضمن آرزوی توفیق الهی -آیا افتادگی مچ پا  
(بیمار48ساله خانم)که یکهفته قبلاز عمل جراحی دیسک اتفاق افتاده وبعداز عمل جراحی هیگوچه دردی وجود نداشته وحس پا کلا برگشته است (حتی انگشتان پا)امکان بهبودی د ارد ویاباید باروشهای درمانی دیگری اقدام نمود ضمنا انگشتان پا تا حدود خیلی زیادی قدرت خود را باز یافته انداززمان عمل جراحی حدود 13 ماه میگذردوتحت پزشکان محترم طب فیزیکی تحت فیزیوتراپی می باشنداگرامکان بهبودی وجود دارد باید چند مدت دیگر تحت نظر پزشکان محترم باشند -با تشکر ازتبریز ناصر 
/پاسخ: به فیزیوتراپی و حرکت درمانی ادامه دهید .

{mospagebreak}
یادداشت ها

نویسنده مهمان مهمان در تاریخ دوشنبه, 27 آذر 1391 ساعت 18:35
واقعا لذت بردم .پسرم پارسا خیلی باهوشه و دوست داره در آینده متخصص مغز و اعصاب بشه.امیدوارم در پناه حق روزی رو ببینم که پسرم مثل شما سربلند وموفق باشد
لطفا برای نوشتن یادداشت یا وارد سایت شوید یا ثبت نام نمایید

آخرین بروز رسانی در شنبه, 22 تیر 1392 ساعت 12:50
تعداد مشاهده مطلب : 18663